|
بسم الله الرحمن الرحیم
به شما بینش داده اند اگر دیده بگشایید و راه راست را نموده اند چنانچه به سوی آن بیایید و شنوایی بخشیده اند در صورتی که از عهده شنیدن برآیید. حضرت علی (ع)
در شماره748 هفته نامه سینما سرکار خانم لی لا رضایی در مطلبی تحت عنوان " با 5 هزار تومان بازیگر شوید؟ ! " با گزارشی نقدگونه و شاید نقدی گزارش گونه و یا هر سیاق ادبی دیگری که بنده غافل نا آشنا به ادبیات روز و روزمره برخی جراید محترم فارسی نویس، قدرت فهم تامه آن را ندارم شرحی مبهم از اوضاع پذیرش هنرجو در موسسات آموزش بازیگری ارائه می دهند و در قالب آن- هرچند، نا مفهوم و گاه مستتر و گریزان از مواخذه محتمل- عملکرد بسیاری از آموزشگاهها را زیر سوال می برند.کاش نویسنده ی محترم لا اقل اهداف عالیه و عایدات منتجه خود از سیر در احوالات امروزی بازیگر شدن را کمی عالمانه تر ،نه ، کمی اصولی تر، نه، کمی منصفانه تر، باز هم نه، لااقل کمی عیان ترابراز می فرمودند تا هم بندگان صاحب تقصیری چون ما بدانند کجای کارشان معیوب است و هم خواننده جویای رایی کارشناسانه در جریده ای وزین،از خوان علم قلمی شده ایشان، همراه آب مغز طعام نیز برگیرد. اینچنین شده که رمزگشایی از برخی متون پست مدرن ایرانی امروز که نه تنها بر هیچ اسلوب نوشتاری استوار نمی باشند بلکه گاه دو جمله همپیمانشان نیز معانی متنافر تداعی می کنند نه انشاء درست دارند و گاه نه املاء و... جز با کمک برخی دوستان سلک دگر میسور نمی باشد. علی ایحال مکشوف به عمل آمد که از نظر نویسنده محترم،آموزشگاههای ذکر شده در گزارش از طیف نا اهلان هستند چرا که مدیرانشان بازیگران کارکشته نمی باشند و دیگر سبب آنکه: تست نمی گیرند و می گیرند و آن دیگر که: پول می خواهند و نمی خواهند یا....!!
و اما نویسنده ی محترم، اینجانب جوابیه خود را مرتب ومربا می کنم تا پاسخگوییم به سیاق خودتان نباشد.
1- دیرگاهیست بر حسب واقعیات آماری ثابت گشته که نه تنها در شاخه های آموزشی هنر بلکه در بسیاری از رشته های دیگر نیز دانشگاهها آنطور که باید و شاید نتوانسته اند همراه با ارائه و آموزش نظری و تئوریک ، گره گشا و زمینه ساز حضور عملی ثمر بخش دانشجویان در بازار کار نیز باشند. بدینسان مجالی فراهم گشته تا موسسات خصوصی بتوانند وارد عرصه آموزش شده و سیستم های آموزشی را بنا نهند که به تقویت جنبه های راهبردی عملی حضور مشتاقان در عرصه تئاترو سینما بپردازد و بدیهیست که در این میان میزان تقاضای بازار هنری موجبات عرضه امکانات آموزشی را فراهم آورده است.
2- همین اصل عرضه و تقاضاست که باعث می شود هر چه از سویی جذابیت سینما و ستاره گشتن فزونی می یابد (انشاءالله که شما سهمی در آن امر ندارید) از آن سو موسسات خصوصی نیز گسترش می یابند و صد البته در این میان عرصه سوء استفاده نیز گسترده تر می گردد و به اذعان شما موسسات بدون مجوز نیز وارد عمل می شوند، لیکن آنچه شما در گزارش خود بدان پرداخته اید ،نه موسسات غیر مجاز بلکه موسسات مجاز بوده اند که شاید بدانید اکنون در دفتر برنامه ریزی و توسعه فعالیتهای سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران سامان یافته اند.
3- کاش گزارش - یقیناٌ- مسئولانه ودلسوزانه شما نقبی به آن مرکز محترم می زد و به جای سطحی نگری، پرس و جویی کارشناسانه می فرمودید تا بدانید که همگی این آموزشگاهها به طور مداوم به لحاظ کیفیت علمی و اخلاقی مورد ارزشیابی و بازرسی قرار می گیرند و علاوه بر درجه بندی کیفیت آموزشی ،تخلفات محتمل آنان نیز مورد مداقه قرار داشته و چه بسا به تعطیلی آموزشگاههای متخلف نیز انجامیده است.
4- بحث سود و انتفاع که شما در گزارش خود بدان پرداخته اید یقیناٌ در موسسات انتفاعی نمی تواند نادیده انگاشته شود. چرا که یک موسسه خصوصی انتفاعی باید بتواند با گردش مالی مناسب جوابگوی کادر اجرایی وآموزشی خود باشد و با یک مقایسه گذرا میان شهریه کلاسهای آموزش بازیگری- که در تمام دنیا جزو گرانترین رشته ها هستند- و سایر هنرها و حرف این دیار می توانید دریابید که شهریه موسسات بر حسب هزینه های جاری ،کادر آموزشی و اجرایی و امکانات ملزومه نه تنها گران نیست بلکه ناچیز می باشد.
و اما بحث اصلی بنده در مورد موسسه سینمایی جام جم می باشد که به خاطر ستمی که به آن روا داشته اید قلمتان را به چالش گرفته ام. گرچه شما در مرقومه ی خود سوابق کاری چندین ساله ی این موسسه را ذکر فرموده و نیز فرموده اید که چندان هم بی تعهد و بی ضمانت نمی باشد، لیکن در مطلب شما نکاتی هست مبهم و مشکوک از جمله آنکه به ذکر نام موسسه پرداخته اید اما مدیر مسئولش نادر سامانیان را مانند افراد گناهکار و متهم به نادر... تبدیل فرموده اید! دیگر آنکه این موسسه را تحت تیتر " با 5000 تومان ..." هم رده وهم سنخ موسسات بی در و پیکر مورد ارزیابی قرار داده اید! مگر می توان از حال موسسه ای که سوابق روشن چندین ساله دارد باخبر بود و بعد آن را در کنار موسسات بی هویت قرار داد؟ آیا می شود هفته نامه ای که سالها آگهی تبلیغاتی این آموزشگاه را چاپ می کرد از شیوه بدیع و منحصر به فرد این آموزشگاه بی اطلاع باشد؟ یعنی در این شهر بی در و پیکر هنر که شما می توانید محاسبات دقیق سود ریالی سایر موسسات را نیز انجام دهید، نمی توانستید اندکی کارشناسانه تر در احوالات جام جم دقیق شوید و به جای آن نگاه سطحی، کیفیت علمی و اخلاقیش را بسنجید؟ بی هنری بعضی ها که نباید بی خردی بعضی دیگر راسبب شود! کیفیت آموزشی این موسسه جزء دغدغه های شما نیست؟ شهریه های ناچیز و رایگانش چطور؟ اساتید؟ بازدهی؟ ....؟ آیا می دانستید شما و هر جوینده ی دیگری می تواند شیوه راهیابی به موسسه، نوع امکانات، اساتید، شرح کامل دروس،... و هر اطلاعات مفید دیگری را در سایت موسسه به آدرس:
www.jaam-E-jam.ir بیابد؟
من هم می دانم که شهر هنر بی در و دروازه است اما متاسفانه شما نمی دانید که سالها پیش که بنده و شما تازه شروع به ورق زدن مجلات سینمایی نموده بودیم، کسانی بودند که با ایمان و اخلاص در برابر دشمن ایستادند تا دروازه این شهر و این کشور را حفظ کنند. آقای نادر.... ! یکی از همانهایی بود که بعدها با همان تفکر بسیجی این موسسه را تاسیس نمود و در شرایطی که در اوان فعالیتش در سال 1378 می توانست بر طبق ضوابط و درجه بندی موسسات مبلغ 12000000 ریال از هر هنرجو اخذ کند، با همان روحیه پر ایمان به یاد مانده از دوران دفاع مقدس شیوه ای نوین بنا نهاد و پایه گذار متد جذب هنرجو بر اساس استعداد هنری - نه استطاعت مالی – گشت. یقیناٌ شما نمی دانید آن روزها که زمزمه عدالت طلبی هنوز دوباره در این شهر نپیچیده بود، مسئولان موسسه، چندین استان کشور را جستجو کردند، استعدادها را شناسایی نمودند، در خوابگاههای دانشجویان و دانشگاههای دولتی سکنایشان دادند و به رایگان- بله رایگان!- آموزش دادند. حتماٌ نمی دانید که بسیاری از صاحب منصبان فرهنگی و اجرایی هنر نه به عشق آن 5000 تومانها بلکه به پاسداشت هنر و اخلاق و به رغم مشغله فراوان در این موسسه حضور می یابند و به تدریس و مشاوره می پردازند و باز هم نمی دانید که 2 سال قبل با همین 5000 تومان ها برای هنرجویان موسسه در تاریخ آموزشگاههای کشور عملی بی سابقه صورت گرفت و جشنواره رقابتی نمایشهای کوتاه برگزار شد و چه جوایز که اهدا شد و چه استعدادها که عیان گشت و چه هزینه ها که صورت گرفت بی هیچ منتی.
و بدانید که در این شهر بی درو پیکر هنر که به مدد ژورنالیسم غیر غربی! ، پری رویان بی هنرهر لحظه بیشتر و بیشتر می توانند از مشتاقان چشم دل بسته بازیگری دلبری کنند، این بی در و پیکری تا بدانجا پیش رفت که یک سال پیش بدون آن 5000 تومان ها در همین موسسه فیلمی سینمایی تولید شد که نقش آفرینی بی چون و چرای دانش آموختگان کلاسهایش مجال حضور هیچ ستاره کاغذیی را در آن فیلم نداد.
حال من از شما می پرسم:
آیا با 5000 تومان می توان بازیگر شد؟!
مدیر روابط عمومی موسسه سینمایی جام جم
شهاب عموپور
|