در اين هنگام چراغي روشن مي شود فضايي ايجاد مي شود اجسامي روئيت مي شوند و يا اگر شخصي در آن فضا باشد ديده خواهد شد و بالاخره
تصويري ايجاد مي شود . حال مي خواهيم براي اين تصوير به ظاهر بي هدف و غير دراماتيك شرايط دراماتيك را جوري ايجاد كنيم كه
داراي قدرت بيان هدف باشد و خلاصه تمام عناصر داخل اتاق اعم از دكور ، نور پردازي ، بازيگر و حركات دوربين همه و همه در خدمت
بيان قصه باشند .
رهبري اين تيم را فردي به نام كارگردان به عهده مي گيرد.
در ابتدا كارگردان خط اصلي داستان را براي اين تيم مرور مي كند ( براي مثل فردي وارد اتاق پسر خود مي شود . پسر اين فرد مدتي
براي ادامه تحصيل به كشور ديگري سفر كرده است . پدر وارد اتاق مي شود و سپس روي مبل مي نشيند و به اوج دلتنگي خود مي رسد و گريه
مي كند . )
طراح صحنه پردازش صحنه را به عهده مي گيرد ، اتاق جواني بيست ساله ، يك تخت ، يك مبل با صندلي ، كمد ، لباس ، گليمي در وسط اتاق يك
ظبط صوت و تعدادي قاب و وسايل خورده ريز ديگر در اتاق جاي مي گيرد .لازم به ذكر است اين اكسسوار صحنه طبق كنتراست هاي خاص تصويري
و رنگ هاي خاص كه به اصول دراماتيك صحنه كمك مي كند چيده مي شوند . براي مثال اگر حس صحنه كمك مي كند چيده مي شوند . براي
مثال اگر حس صحنه دلتنگي پدر خانواده است رنگ هاي خاص كمك بيشتري مي كند و يا اگر ديوار اتاق
توسط طراح صحنه آبي انتخاب مي شود رنگ لباس بازيگر و يا دكوراتور بايد با رنگ آبي ديوار فاصله ايجاد كند و حتما رنگ ديگري
باشد ، چيزي كه در نور پردازي به آن كنتراست سياه سفيد مي گويند .
و بالاخره بر طبق كليه اين اصول يعني حس آن سكانس صحنه چيده مي شود و طراح صحنه اتاق را تحويل مي دهد .
در اين هنگام كار نور پردازي شروع مي شود و با كارگردان وارد مذاكره مي شود . يعني داستان در چه زماني اتفاق مي افتد
روز يا شب و يا صبح و عصر . چون هر كدام شرايط نور پردازي خود را مي طلبد و مثلا قصه در شب اتفاق مي افتد يعني پدر حوالي
ساعت يازده شب وارد اتاق فرزندش مي شود .
در ابتدا اتاق تاريك است در باز مي شود . نوري از بيرون به داخل اتاق تابيده مي شود . پدر لامپ اتاق را روشن مي كند وارد اتاق
مي شود وسط اتاق مي ايستد كمي دلتنگ شده سپس روي مبل مي نشيند و دلتنگي به اوج خود مي رسد گريه مي كند
. حال نور پرداز با توجه به تجربيات قبلي خود صحنه را جوري نور پردازي مي كند كه ضمن اينكه به حس
بازيگر لطمه نخورد بلكه به وي كمك كند .ابتدا نورپرداز غرق در تفكر اين صحنه قصه را مرور مي كند. در ابتدا اطاق
تاريك است . درب باز مي شود. و نور به داخل اتاق تابيده مي شود . چراغ اتاق روشن مي شود اتاق پسر نمايان مي شود
پدر تا وسط اتاق مي آيد كمي غمگين مي گردد . روي مبل مي نشيند گريه سر مي دهد . نور پرداز طراحي به ذهنش مي رسد و به كارگردان
مي گويد اتفاق در يك شب مهتابي رخ مي دهدو به محض اينكه پدر روي مبل مي نشيند برق مي رود . كارگردان دليل را جويا
مي شود . نور پرداز عنوان ميكند زماني كه مرد روي مبل مي نشيند اوج ناراحتي نزديك مي شود . رو به طرف صورت مرد . نور آبي
كه خاصيت انزوا و گوشه گيري نيز دارد( بر عكس نورهاي گرم ) اگر تابيده شود به حص گريه مرد كمك مي كند . كارگردان
قبول مي كند و قرار مي شود به محض نشستن مرد روي مبل با شروع گريه برق برود و با يك نور پر كنتراست مهتاب كار را ادامه
دهيم . در مرحله بعد نوبت به فيلم برداري مي رسد .
كارگردان اندازه نماها و زواياي دوربين ( يعني دكوپاژ) خود را شرح ميدهد و در پلان اول كار را با يك نماي لانگ شات اتاق شروع
مي كنيم . مرد در همان نما به وسط اتاق مي رسد كمي غمگين مي شود . در اين صحنه كارگردان نماي لانگ شات اتاق را به مديم شات مرد تبديل
مي كند تا احساس دروني تر بازيگر
آشكار گردد . با همان نما مرد كنار مبل مي نشيند و گريه مي كند . همان لحظه برق ميرود و نماي ما از مديوم شات به نماي بسته
صورت مي رسد ، كارگردان در اين لحظه قطرات اشك را زير نور ماه به وضوح مي بيند . خلاصه تمام اين وحدت بين كارگردان - نور پرداز
- فيلم بردار - طراحي صحنه و بازيگر انجام مي شود تا هر يك به نوبه خود كمك كنند تا حس دروني پدري غمگين
از دوري پسر خود بيشتر آشكار گردد . اين مثال براي اين بود كه بيشتر به اهميت نور در احساسات بازيگر پي
ببريم . براي مثال اگر بازيگري شب در قبرستان يك صحنه پر اظطراب را بازي ميكند نور بايد طوري باشد كه وهم را
با سياهي ها و روشنايي هاي مناسب دو چندان كند و يا اگريك نور پرداز بدون آگاهي كل قبرستان را روشن كند صد البته
حس وحشت و اظطراب صحنه پايين مي آيد . و يا اگر در جايي ديگر مرد و زني كه در حال قدم زدن در باغي هستند و فضاي
عاشقانه حاكم است نياز به نوري ملايم و فضاي كم كنتراست تر است كه به حس عاشقانه آن دو كمك كند .
به همين منظور چون تفاوتهايي بين يك چهره خندان بايك چهره غمگين و يك چهره وحشت زده با يك چهره عاشقانه وجود
دارد . نور پردازي اين صحنه به اقتضاي شرايط متفاوت است تا به حس دروني بازيگر نيز كمك كند .
|